«سَلاَمٌ عَلَى آلِ یس السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّهِ وَ رَبَّانِیَّ آیَاتِهِ السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ وَ دَیَّانَ دِینِهِ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللَّهِ وَ نَاصِرَ حَقِّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِیلَ إِرَادَتِهِ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا تَالِیَ کِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ السَّلاَمُ عَلَیْکَ فِی آنَاءِ لَیْلِکَ وَ أَطْرَافِ نَهَارِکَ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَهُ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ السَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ السَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَ تُبَیِّنُ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَ تَقْنُتُ السَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُالسَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّرُ السَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُالسَّلاَمُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِی السَّلاَمُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذَا یَغْشَى وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمَامُ الْمَأْمُونُ السَّلاَمُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ السَّلاَمُ عَلَیْکَ بِجَوَامِعِ السَّلاَمِ‏أُشْهِدُکَ یَا مَوْلاَیَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ‏وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لاَ حَبِیبَ إِلاَّ هُوَ وَ أَهْلُهُ وَ أُشْهِدُکَ یَا مَوْلاَیَ أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ‏وَ الْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَ الْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ وَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ‏وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَ عَلِیَّ بْنَ مُوسَى حُجَّتُهُ‏وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ وَ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ‏وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللَّهِ أَنْتُمْ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُوَ أَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لاَ رَیْبَ فِیهَایَوْمَ لاَ یَنْفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْراًوَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ أَنَّ نَاکِراً وَ نَکِیراً حَقٌّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌ‏وَ أَنَّ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِرْصَادَ حَقٌّ وَ الْمِیزَانَ حَقٌّ وَ الْحَشْرَ حَقٌ‏وَ الْحِسَابَ حَقٌّ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعِیدَ بِهِمَا حَقٌ‏یَا مَوْلاَیَ شَقِیَ مَنْ خَالَفَکُمْ وَ سَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ فَاشْهَدْ عَلَى مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ‏وَ أَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَرِی‏ءٌ مِنْ عَدُوِّکَ فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا أَسْخَطْتُمُوهُ‏وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ وَ بِرَسُولِهِ‏وَ بِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ بِکُمْ یَا مَوْلاَیَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْ وَ نُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ وَ مَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ آمِینَ آمِینَ»

خدایا به داده هایت شکر ، به نداده هایت شکر ، به گرفته هایت شکر ، چون ، داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفتنی هایت امتحان است

الهی !دلی ده که درکار تو جان بازیم و جانی ده که کارآن جهان سازیم


behnia_mis@yahoo.com

آراج آفاق

سریال شب به شب سریال شب به شب
خرید سریال های دوبله شبکه فارسی 1
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 30 دی ماه سال 1388

*****زیانهای دنیایی حسود*********

۱-ناراحتی همیشگی***او همیشه در عذاب روحی است و آرامش ندارد و حسود ثروتمند و زورمند در آتش حسرت و تهیدست ناتوان پاکدل در آسایش.

۲-ناکامی همیشگی***چون حسود گرفته شدن نعمت از بندگان را می خواهد و درمدت زندگی در این دنیا هر بنده از طرف پروردگارش روزی مقدر داراستو هیچ کس نمی تواند جلوی آن را بگیرد ،پس شخص حسود همیشه در ناکامی است.

۳-بیماری***ناراحتی و پریشانی درونی باعث بیماری و مشکلات گوارشی میشود ودرنتیجه مقاومت بدن کم و باعث ضعیف شدن بدن می شود.امام علی (ع):تندرستی بدن از کمی حسادت.

۴-کوتاهی عمر***رنج فراوان حسود او را به کارهایی مانند قطع رحم و آزار رساندن به مردم و اینها کوتاه کننده عمر است و گاه باعث هلاکت.امام علی (ع):کینه (از لوازم حسد است) میبرد وفانی می سازد عمر را.

۵-حسود پیشرفت نمی کند***به این جهت که می کوشد نعمت ازبندگان گرفته شود و برای رسیدن به بزرگی فسادها می کند در این جا خداوند از بزرگ شدن او جلوگیری می کند .

۶-زوال ایمان***اگر نعمتی به بندای برسد حسود زوال آن را می خواهد پس به خدا کفر ورزیده وخود را بالاتر از خدا می داند و صلاح خدا را نادیده گرفته اگر بمیرد بی دین مرده.

۷-زوال حسنات قلبی***آدم حسود از هر خوی انسانی باز می ماند به جای دوستی ،دشمنی و به جای خیر خواهی ،بد خواهی وبه جای صدق و صفا دروغگویی و دو رنگی گرفتار است.

به جای فداکاری و از خودگذشتگی به خورده گیری و شررسانی و انتقامجویی مبتلاست تا به هر نوع خیانتی و جنایتی آلوده می شود.

***درمان حسادت****

باید دانست که درمان گناه قلبی دشوار و زمان درازی باید در داروخانه الهی یعنی قرآن و علوم آل محمد(ص)مداوا کند تا پاک شود و بر هر انسانی لازم است به درمان آن بپردازد.

۱- تهی دستی و ثروت ،تندرستی و بیماری،مرگ و زندگی همه از خداست و به آنچه خدا داده قانع و شنود سپاسگزار باشد و حرص و طمع نکند و دچار حسادت نشود.

۲-دنیا و آخرت را بشناسد و بداند دنیا بازیچه و لهو و لعب و زینت است . وابستگی به اینها موجب سران در دنیا و آخرت می شود.

رسول اکرم (ص):حسود کم لذت ترین مردم است.

امام علی(َع):برای حسود آسایشی نیست و همیشه در اندوه است.

امام علی(َع):حسود اندوهش فراوان و گناهش دو چندان است.

امام صادق (ع):آفت دین حسد و خود بینی و بخود بالیدن است.

باید بدانیم برای راحتی از حسادت خوشبینی به بندگان خدا وتواضع داشتن  راه مناسبی است وهر گاه افکار مسموم به ذهن رسید خود را سرگرم افکار مفید کنیم و بدانیم جهاد با نفس بزرگترین جهاد است و رفتار  بزرگان را الگووسرمشق خود کنیم تا دردنیا و آخرت سربلند باشیم و آخرین کلام """امام صادق (ع):از همنشینی با سه کس دروی کن ۱-کسی که به نعمتی رشک برد۲-کسی که به مصیبتی که به کسی برسد شاد شود۳- وشخص سخن چین.

دوشنبه 14 دی ماه سال 1388

خدایا  

 

 

بابت  

 

 

همه چیز  

 

 

شکرت

سه شنبه 24 آذر ماه سال 1388
سلام بر سرهای بریده .....
سلام بر بدنهای غرقه خون ......
سلام بر آموزگاران مهر و وفا ......
سلام بر عزیزان زهرا ....
سلام بر دوستان خدا .....
سلام بر آیینه های صفا .....
سلام بر سردار عشق ....
سلام بر آزاد مرد حق ....
سلام بر یگانه هستی ....
سلام بر حسین ....
 
سه شنبه 24 آذر ماه سال 1388

 

  

سه شنبه 24 آذر ماه سال 1388

سه شنبه 24 آذر ماه سال 1388

سه شنبه 24 آذر ماه سال 1388

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ، از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیکترین راه به الله حسین است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
با آب طلا نام حسین قاب کنید، با نام حسین یادی از آب کنید، خواهید که سر بلند و جاوید شوید، تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
علی یک دسته گل از یاس آورد
ز طوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین عباس آورد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
دریچه ی عشق و عاشقی باز شود
دل ها همه آماده پرواز شود
بانوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
السلام علیک یا ابا عبدالله

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
با نام حسین به سینه ها گل بزنید
از اشک به بارگاه او پل بزنید
گویید که هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل
هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل
هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت
جان دست حسین است نه بازیچه قاتل

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
فرش بر رونق بازار حسین می نازد
عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد
ابر بر اشک عزادار حسین می نازد
قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد
کربلا هم به علمدار حسین می نازد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
می گویید شیشه ها احساس ندارند. ولی هنگامی که با انگشت روی شیشه ی بخار گرفته نوشتم یا حسین آرام گریست ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
امام سجاد (ع) : هر مؤمنی که بگرید بر قتل حسین (ع) به نحوی که اشک بر چهره اش جاری شود ، خداوند او را جاودانه در خانه ای از خانه های بهشت جا می دهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله ، چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله . دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود ، صحنه جنگیدن عباس اکران میشود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است . تسلیت باد فرا رسیدن محرم الحرام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
السلام علیک یا اباعبدالله : دیباچه عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند که در بازار عشقت ، به جز جان هیچ کالایی ندارم یا حسین جان

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته ...

یا حسین مظلوم ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

 ایام عزا و غصه آغاز شود

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

 دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است...

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

 دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باز محرم شدو دلها شکست      

از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد   

از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت    

دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند   

این چه غمی بود که دنیا شکست

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 محرم ماه غم نیست ماه عشق است  

محرم مَحرم درد حسین است

چهارشنبه 11 آذر ماه سال 1388

خدایا: تو خود می دانی که چه سخت است اگرکه ماهی کوچک اسیرآب دریا ی بیکران باشد. 

خدایا: تو خود می دانی برای من که  همیشه دلم می خواسته با تو زندگی کنم این سیر تکراری روزگار که نا خواسته مرا به کام خود می برد چه قدر ملال آور  وخسته کننده است

خدایا: آخر چگونه می توان شکوه تو را در زیبایی گل بجوییم درحالی که این تکرار همیشگی اشتیاق خوب دیدن را از من گرفته است. چگونه میتوانم حمد و ثنای تو را از زبان چکاوکها بشنوم در حالی این تکرار اشتیاق خوب شنیدن را از من سلب کرده است

 

خدایا: می ترسم که اگر به همین منوال پیش رود دیگر شعله های عشق تو در وجود من هر روز بی فروغ و بی فروغتر شود. تاجایی که دیگر نه اشتیاقی برای پرواز داشته باشم و نه امیدی به رهایی     پس ای خدای مهربان مرا از این تکرار از این یکنواختی که همه ی روزهای مرا فرا گرفته است رهایی ده  

خدایا: به من اشتیاقی ده تا دوباره چشمانم قادر به دیدن شگوه تو در زیبایی گل ها باشد. خدایا: به من اشتیاقی ده که دوباره بتوانم صدای مناجات تو را از زبان چکاوک ها بشنوم. 

 خدایا: به من عشقی ده که روز به روز به تو نزدیکتر شوم

 

خدایا : چگونه می توانم روی به سوی تو بیاورم و زبان به حمد و ثنایت بگشایم در حالی که خود از کرده خویش آگاهم . چگونه می توانم دوستار تو باشم در حالی که بر عهد و پیمانی که با تو بسته ام وفادار نبوده ام . چگونه می توانم طلب عفو و بخشش کنم در حالی هنوز شعله های عصیان در درونم فروزان است.

 

بارالها:چگونه می توانم روی به توبه آورم درحالی که اسیر هواهای نفسانی خویشم.

 

 بارالها: تو از علاقه ی من نسبت به خودت آگاهی و میدانی که چقدر مشتاق رسیدن توام ولی هر وقت که تصمیم گرفتم که به سوی تو بیایم گناه به سراغم آمد و مرا از تو دور ساخت . همیشه آرزویم این بوده است که حتی برای یک روز هم که شده آنچه باشم که تو می خواهی وآنچه کنم که تو می پسندی ولی افسوس این نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن این آرزو را به من نداده است

 

بارالها : می ترسم، از خویش و از این سرنوشتی که در انتظار من است می‌ترسم . از این بیابان و شوره زاری که در پیش روی من است می‌ترسم. می ترسم که مرگ به سراغم بیا ید و آرزوی رسیدن به تو را این بار از من بستاند. پس ای پروردگار بی همتا به لطف و کرم خویش مرا از مرداب رهایی ده و توانی ده تا خویشتن را از هر چه بدی است پاک کنم

چهارشنبه 27 آبان ماه سال 1388

خوب بودن سخت است 

ای مؤمنان صدقات خود را با منت نهادن و آزار دادن باطل نکنید . همانا کسی که مالش را برای نمایش دادن به مردم انفاق می کند به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارد .... بقره – 264

مادربزرگ همیشه می گفت : « اگر برای کسی کاری می کنی ، به رویش نیاور . به رخ کشیدن یک جور منت گذاشتن است و اگر منت بگذاری کار قشنگت زشت می شود . »

مادر بزرگ می گفت : « لازم نیست وقتی کار خوبی می کنی داد بزنی . لازم نیست عالم و آدم را خبر کنی . »

می گفت : کار خوب مثل بوی گل است . خودش  منتشر می شود .

وقتی این آیه را خواندم . فهمیدم که مادربزرگ  حرفهای تو را می زد . حتماً مادربزرگ این حرفها را توی قرآن دیده است .

خدایا! اما من واقعاً نمی توانم این جوری باشم . وقتی کاری برای کسی می کنم . دوست دارم همه بفهمند ، دوست دارم یک طوری خودم را نشان بدهم . خوشم می آید که دیگران از من تعریف کنند .

می دانم تو می دانی و همین بس است اما .....

خدایا! یواشکی خوب بودن چقدر سخت است .   

پنجشنبه 14 آبان ماه سال 1388

و براستی زندگی چیست ؟!

زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو.
زندگی یک معادله است موازنه کن.
زندگی یک معما است آن را حل کن.
زندگی یک تجربه است آن را مرور کن.
زندگی یک مبارزه است قبول کن.
زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن.
زندگی یک سوال است آن را جواب بده.
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.
زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن.
زندگی دعا است آن را مرتب بخوان.
زندگی درد است آن را تحمل کن.
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با آن روبرو بشی .
زندگی هدیه ای است که خدا در هنگام تولد به ما تقدیم می کند.
زندگی آغاز یک راه است بسوی افتخار و سربلندی، یا انحراف و سرافکندگی.
زندگی پرواز است به سوی پیشرفت و روشنایی.
زندگی جوانه زدن است به امید درختی تناور و پر از میوه.
زندگی گرچه یک آغاز است ولی پایان آن نامعلوم و رویایی است.
زندگی یعنی عشق، اراده، امید و توکل.
زندگی مانند پلی است برای نزدیک شدن به خدا.
زندگی به کوه بلندی می ماند آن را فتح کن.
زندگی برای هر انسانی آینه اخوت می باشد.
زندگی شاخه گل است آن را پرپر نکنید.
زندگی را اگر با خدا در نظر بگیری همیشه با عزت و سربلندی همراه خواهد بود.
زندگی زیبایی و لذت بردن از نعمت های الهی است.
زندگی یعنی کمک کردن و یاری دیگران در سخت ترین شرایط که برای آنان پیش می آید.
زندگی دشتی است که سبزه های آن نمایانگر زیبایی اند و دریایش نشان از عمر دارد بلندیهای آن شدائد زندگی است و سرانجام پاییزش فانی بودن این دنیا را به نمایش میگذارد.
زندگی روشن ترین تفسیر خداست.
زندگی گاهواره ای است که لالایی عشق را می سراید.
زندگی زیباست اگر زیبا ببینیم.
زندگی عینی ترین، ملموس ترین و واقعی ترین جلوه حیات است.
زندگی غزلی است که مطلعش تجربه است.
زندگی نهالی است که با صبر بار می دهد.
زندگی اندوخته ای است که زندگان قدرش نشناسند.
زندگی همان است که می اندیشی.
زندگی پازلی از ترکیب همین ثانیه هاست.
زندگی دایره ای است که به شعاع همت فرد رسم شده است.
زندگی سالی است که هزار فصل دارد.
زندگی عملی است که به توان بی نهایت تجربه می شود.
زندگی عمارتی است که سازنده اش سخت کو شانند.
زندگی بهشتی است که تو سازنده ی آنی.
زندگی نارگیلی است که پوشش سخت و درونش شیرین است.
زندگی فیلمی است که کارگردانی اش به دست ماست.
زندگی ماحصل تلاش امروز است.
زندگی فرمانروایی بر سرنوشت است.
زندگی کاشت صداقت، و برداشت موفقیت است.
زندگی لیموناد است، شیرینش را انتخاب کن.
زندگی همین ساعات شیرینی است که سریع می گذرند.
زندگی بالندگی است، پس درنگ مکن.
زندگی نتیجه ای است که از حل معمای ثانیه ها حاصل می گردد.
زندگی تمرین صبوری است.
زندگی زیباترین شاهکار حق در عرصه خلقت است.
زندگی کاشتن ثانیه هاست پس بهترین ثانیه ها را بکار.
زندگی قدر و قیمت توست، غنیمتش شمار.
زندگی عرصه کارزار است، مردانه در آن قدم بگذار.
زندگی یک تعالی به قدر همت است.
زندگی برد و باخت نیست، بردن در عین باختن است.
زندگی الهام است برای آنان که جهت زیستن برانگیخته شده اند.
زندگی بازاری است که متاعش عمر آدمی است.
زندگی ترکیبی از تنوع است، پس متنوع اش ساز.
زندگی شهد گلی است که زنبور زمانه آن را می مکد.
زندگی تئاتری است در حد واقعیت و ما بازیگران واقعی این تئاتر هستیم.
زندگی راه است، ایمان و اندیشه راهنمای آن.
زندگی تکثیر ثروتی است که نامش محبت است.

و چه زیبا :
مفهوم زندگی در نهاد خودش نهفته است، زندگی شعله شمعی است در بزم وجود، که به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است ...

و در آخر:
زندگی با همه ناملایمات اش دوست داشتنی است چون هدیه ای از جانب پروردگار است

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>